پنجشنبه، ۲۰ آذر ۱۴۰۴
نویسنده: نازنین کریمپور | زمان مطالعه: 6 دقیقه

واژههای تسهیلگر و تسهیلگری یکی از پراستفادهترین واژهها در حیات سازمانهای مردمنهاد و پروژههای مشارکتمحور هستند که مفاهیمی پررنگ در سلامت اجتماعی جهان امروز و در راستای توسعهی پایدار دارند. فلسفهی این مفاهیم در راستای اهداف سازمانهای مردمنهاد و مشارکتهای اجتماعی هستند و پتانسیل اثرگذاری بر سلامت اجتماعی، رشد و توسعهی پایدار دارند.
در ادامه پیرامون این دو مفهوم و کارکردهای آنها بیشتر صحبت میکنیم.

واژهی تسهیلگری در لغت به معنای آسان ساختن است و تسهیلگر فردی است که فرایندی خاص و مشارکت محور را برای مخاطبان خود آسان میکند. تسهیلگری در واقع آسان ساختن فرایندی است که از راه فعالیتهای اجتماعی انجام میشود. این فرایند مشارکتمحور در حوزههای مختلف نظیر سازمانهای مردمی، برنامهریزیهای شهری، مطالعات اجتماعی، کلاسهای درسی و کارگاههای هنری وجود دارند و سنین مختلف و گروههای اجتماعی متنوعی را در بر میگیرد.
فلسفهی تسهیلگیری برخاسته از جنبشهای دموکراسی و توسعهی مشارکتی است که بر توانمندسازی جامعه از طریق مشارکت، آماده سازی، افزایش ظرفیت انسانها برای تعیین آیندهی خود باور دارد. در واقع تسهیلگری سازوکار آگاهانهی انسانها برای رسیدن به تجربهی «ما بودن» است و تلاش دارد با ساختن محیطی امن که گفتوگو، شنیده شدن و معنادار شدن را ممکن میکند، قدرت انسانی را از حالت سرکوبشدگی یا خشونتآمیز به حالتی شفاف، گفتوگو محور و سازنده برای همهی افراد منتقل کند.

علوم اجتماعی، روانشناسی و سیاسی به ما میگویند: « فرد تنها در تعاملات اجتماعی فهمیده میشود و رشد مییابد، بنابراین حل مسائل اجتماعی باید مشارکتی باشد». نظریهپردازان نیز باور دارند: « یاددهی و یادگیری در بستری اجتماعی رخ میدهد و حضور آن جهت رخداد یادگیری ضروری است». بنابراین تسهیلگری برخوردار از نوعی حرفه بر پایهی دانش و مهارت است که هدف آن در تمام حوزهها توانمندسازی سازی افراد به کمک فعالیتهای مشارکتی است؛ توانمندسازی که منجر به رشد، خودشناسی و رسیدن به استقلال فردی _ اجتماعی و کسب رضایت خاطر افراد در زندگی میشود.
از طرفی دیگر میتوان گفت تسهیلگری یکی از شاخههای نظام رفاه اجتماعی است که در جهت پاسخدهی به نیازهای انسان عمل میکند. نیازهایی که بر طبق تقسیمبندی و تعریف آبراهام مزلو از نیازهای زیستی شروع و تا نیاز به امنیت، احترام، خودیابی و خود شکوفایی ادامه مییابد.
فقدان و عدم پاسخ به این نیازها انسان را از پیشرفت یا کارکرد سالم محروم میکند؛ بنابراین حضورعرصهی عمومی اجتماعی فعال که به اعضا حس تعلق بدهد و با ماهیت پویا و کارآمد باعث توانمندسازی افراد شود، از ضروریات حیاتی برای همهی جوامع به شمار میآید. فلسفهی این توانمندسازی بر پایههای ارزشی، کارکردی و سیاسی نهفته است و در راستای ایجاد توانایی تصمیمگیری افراد در مسائلی که زندگیشان را تحت تاثیر قرار میدهد است. این اتفاق باعث رشد افراد و دستیابی به دانش بیشتر و اعتبار اجتماعی میشود و میتواند با بازسازی قدرت و ارادهی مطالبهگری آنها، موجب دگرگونی سیاستها، بهبودی وضعیت و سلامت اجتماعی نیز باشد.
تسهیلگری با رویکرد پیچیده، ساخت مشارکتی است که در آن هیچ یک از اعضا ایستاده بر سکویی بالاتر نیست. زیرا تاکید این رویکرد بر همراهی و یگانگی است، باور دارد که دانش به تنهایی نزد یک فرد نیست و همینطور یاددهی و یادگیری در سطح گروهی و اجتماعی دستاوردهایی را به دست میآورد که در یاددهی و یادگیری فردی موجود نیست.
بنابراین، هدف تسهیلگر نه یاددهی، که فراهمسازی زمینهای مناسب برای تجربهی دانش زمانیای است که از تعامل مخاطبان با جهان پدید میآید و درک میشود. این رویکرد باور دارد که یادگیری با فعالیت و تجربه در زندگی واقعی محقق میشود. بنابراین تسهیلگری ارائه شدن سخنرانی از سمت فردی در نقش معلم، انتقال مطالب به مخاطب و درخواست حفظ و تکرار آنها نیست.
اصل تسهیلگری، تجربه در بستری تعاملی و ارتباطی است که منجر به تحقق یادگیری میشود. این بستر، سیستم یگانهای است که عناصر و اجزاء آن به تعامل مینشینند و یاددهی و یادگیری در هر لحظه و از پس هر تجربه، نو پدیدار میشود؛ تجربه و دانشی که حاصل ارتباطات عناصر و اجزاء گروه است.
در واقع تسهیلگری نوعی روش کار با مردم است که آنها را قادر به فهم یک وظیفه یا اجرای یک فعالیت به نحوی که رفعکنندهی مشکلات آنها باشد، میکند. و نقش آن فراهم کردن بستر مناسب مشارکت همراه با درگیری و توجه، گوش فرا دادن، به کار آمدن نیروی تخیل و فیالبداهگی و نو پدیداری تفسیرهای گوناگون از سوی یادگیرندگان است.
در این میان، فرد تسهیلگر نقش کنترلکننده ندارد و مانند دیگر مخاطبان، در حال تجربهی دگرگونی و مسافر این سفر ماجراجویانهی یادگیری است. نقش و وظیفهی او ساخت مشارکت، نگهداری و مراقبت از آن است. فرد تسهیلگر همواره با توجه و ایجاد درگیری ذهن یادگیرندگان و با کمترین حد ممکن مداخله، محرک به کار آمدن نیروی تخیل آنها و ترغیبشان به ریسک میشود.

همانطور که پیشتر اشاره شد، یکی از مهمترین حوزههایی که فلسفهی تسهیلگری در آن کارکرد و ماهیتی پررنگ دارد، توسعهی اجتماع محور است.
هدف از توسعهی اجتماع محور، به دست گرفتن اختیار زندگی توسط خود مردم و در نهایت حذف کاستی ها، مهار فقر، سلامت اجتماعی و ارتقاء جامعه محلی است. توسعهی اجتماعمحور تلاش دارد تا افراد جامعه بتوانند داراییها، منابع و ظرفیتهایشان را شناسایی کنند، سرمایهی اجتماعی بسازند و از طریق فرایند توانمندسازی منجر به حفظ و ارتقای سلامت و بهبود کیفیت زندگی شوند؛ بنابراین با تاکید بر منابع انسانی، تعاملات اجتماعی و ایجاد مشارکت جمعی در این راه میکوشد.
کریس هوگان میگوید: «جهان نیازمند گفتگو است و تسهیلگری به مردم کمک میکند تا وارد گفتگو با یکدیگر شوند».
تسهیلگری اجتماعمحور فرایندی است که باعث توانمندسازی افراد اجتماع و منجر به توانایی تصمیمگیری، گفتگو، حل مسئله، شکلدهی قدرت مشترک و پایداری اجتماعی میشود. تسهیلگر در این فرآیند اجتماع محور، مسئله را شناسایی و ساختار گفتگو را فراهم میکند و تلاش میکند با بازتوزیع قدرت تمامی افراد از صدای برابر برخوردار باشند. تسهیلگر با آگاهی از ظرفیتها و پتانسیلهای جامعه محلی مخاطب، مشارکتی را میسازد که در آن مخاطبان بتوانند با مهارت خودشناسی، خود مسئلهی زندگیشان را شناسایی کنند و با بهرهگیری از دانش و تواناییهای نوپدید خود در راستای آن بکوشند.

در نهایت، میتوان گفت که تسهیلگری اجتماعی نوعی کاتالیزور رشد و توسعهی اجتماعی است که با ساختن بستر مشارکتی انسانها را به د ور هم جمع میکند و علاوه بر توانمندسازی افراد، باعث زنده سازی هویت جمعی و بهبودی سلامت اجتماعی میشود. تسهیلگری اجتماعی به سفری میماند که همه افراد در آن بر امواج غیرقابل پیشبینی تجربه و دانش، شنا میکنند. به عناصر کالبدی یک بدن زنده میماند که بر بستری امن با یکدیگر تعاملات زنده دارند؛ کالبد بدنی که تمام عناصرش در ارتباط با هم، بر فرایند تجربه جاری میشوند و رشد جمعی و بهبودی سلامت اجتماعی را به تحقق میرساند.