چهارشنبه، ۷ آبان ۱۴۰۴
نویسنده: نازنین کریمپور | زمان مطالعه: 6 دقیقه

از آنجا که در وبلاگهای منتشر شدهی گذشته به تعریف چیستی «سازمان مردمنهاد»، رویکردها، فعالیتها و مسیری متفاوت که نسبت به مجموعههای خیریه دارد، پرداختیم؛ دانستیم سازمان مردمنهاد با رویکرد مشارکتمحور و تعاملی خود سعی بر شناسایی ریشهی آسیبها، مطالبهگری و توانمند سازی افراد جامعهی هدف دارد و ساختار فعالیتها و عملکردش در جامعهی مدنی را در راستای پیشگیری از بازتولید چرخهی آسیب قرار میدهد. به طور کلي میتوان گفت که سازمانهای مردمنهاد درست از دل جامعهی مدنی پدید میآیند و با آرزوی جلوگیری از تکرار چرخههای آسیب و رنج به دنبال تحقق آرمانی جمعی یعنی زدودن ساختارهای ناسالم سیاسی_اجتماعی و حضور آیندهای غنی از سلامت اجتماعی_سیاسی_محیطزیستی، فعالیت میکنند.
با اینحال، همچنان سوالهایی پا بر جا باقی میمانند:
اهداف سازمانهای مردمنهاد بر چه اساس تعیین میشوند؟
اصلا این تعیین هدف باید به چه صورت باشد؟
در این وبلاگ، ما به بررسی مبنای هدفگذاری در سازمانهای مردمد نهاد میپردازیم.

اولین نقطه در فرآیند تعیین اهداف سازمانهای مرمنهاد، مسئله و تشخیص آن است. سمنها در ابتداییترین قدم به مشاهده و تحلیل علمی مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی مینشینند. در واقع سمنها پیش از تعریف هر نوع هدف و برنامه و ساختار، باید آسیبها، کمبودها، نیازها و ریشههایشان را در آن جامعه تشخیص دهند. بنابراین، اولین مبنای تعیین اهداف در سازمانهای مردمنهاد، تشخیص و بررسی نیازهای واقعی و مسائل اجتماعی موجود در جامعه است.
دومین مبنای تعیین هدف در سمنها، ارزشها و باورهای جامعهی مدنی است.
از آنجا که سمنها در چارچوب ارزشهای انسانی، حقوقبشری، عدالت اجتماعی و حفظ محیطزیست شکل میگیرند، بنابراین اهداف آنها نیز بازتابکنندهی ارزشهایی هستند که در گفتمان جامعهی مدنی مشروعیت دارند.
از دید بسیاری از نظریهپردازان، سازمانهای مردمنهاد زمانی معنای حقیقی پیدا میکنند که در هنگام حضور فاصله میان ساختار رسمی دولت و نیازهای جامعه، خود را براساس شناسایی خلاءها و ناکارآمدیهای نظام رسمی، تعریف و در راستای پاسخگو کردن دولت و مطالبهگری، فعالیت کنند.
نقد ساختارهای رسمی و خلاءهای نهادی مبنای دیگر تعیین اهداف در سازمانهای مردمنهاد است.
در فرآیند تعیین اهداف، سمنها باید به چرایی وجود خود پاسخ دهند؛ آنها میاندیشند:«چرا وجود دارم؟» و اهداف و مأموریت خود را در امتداد آن تعریف میکنند.
مشارکت اصل مهمی در فرآیند تعیین اهداف است. با توجه به ماهیت تعاملمحور سمنها، آنها اهداف خود را در بستری مشارکتی و با در نظر گرفتن دیدگاههای اعضا، داوطلبان، گروههای هدف و گاه نهاد های همکار، تعیین میکنند.
با وجود استقلال سازمانهای مردمنهاد از ساختارهای رسمی دولت، هنگام تعریف اهداف بهتر است به عدم تناقض با قوانین داخلی توجه شود تا سمنها بتوانند همواره در راستای انجام فعالیت اجتماعی خود، امکان بقاء را داشته باشند.

در نهایت، سمنها به تدوین اهداف کلان و اهداف خرد خود میپردازند. حالا آنها آرمانهای بلندمدت خود را شناسایی کردهاند، بنابراین مسیرهای اصلی رسیدن به آن آرمانها را بررسی میکنند و در قالب هدف کلان به تعرف آن میپردازند. سازمانهای مردمنهاد در این مرحله از فرآیند برای نزدیک شدن به آرمان خود، به حوزههایی میاندیشند که نیاز است در آنها تغییرات شکل بگیرد. آنها راهِ به تحقق رساندن ِاین تغییرات مورد نیاز را به صورت قدمهایی خرد در مسیری طولانی برنامهریزی و در قالب اهداف خرد تعریف میکنند. این اهداف خرد همان مسیر تحقق اهداف کلان میشود.
در این مرحله پس از تعریف اهداف کلان و اهداف خرد، جهت ِکلی ِ سازمان مردمنهاد به همراه ساختار و برنامههای بومی شدهی آن، مشخص و تعریف میشود.

به طور مثال «انجمن حمایت از حقوق کودکان» که در راستای حمایت از حقوق کودکان به عنوان سازمانی مردمنهاد پدید آمده و در راستای جلوگیری از بازتولید چرخهی آسیب، تبلیغ و ترویج پیماننامهی جهانی حقوق کودک را هدف اصلی خود قرار داده است.
این انجمن، مسیر دستیابی به تحقق هدف خود را تمرکز بر انجام فعالیتهای گروهی و داوطلبانهی اعضای خود دانسته است و فعالیت در زمینههای تحصیل، اطلاعرسانی، آموزش، مراقبتهای بهداشتی ، خدمات مشاورهای و یاریرسانی عملی به کودکان آسیبدیده بر اثر بلایای طبیعی و اجتماعی را در این مسیر انجام میدهد.
در نمونهای دیگر، «انجمن یاری کودکان در معرض خطر» با باور بر سلب شدن فرصت تکرارنشدنی کودکی از انسانها توسط ساختارهای تبعیضآمیز اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی، با هدف بهبود شرایط زندگی کودکان در معرض خطر و همچنین ترویج و تبلیغ حقوق کودکان، آغاز به فعالیت کرده است.
این سازمان مردمنهاد افراد زیر ۱۸ سال را که به دلیل غفلت و بیتوجهی اجتماعی_سیاسی فرصت کودکی را از دست میدهند، به عنوان جامعهی هدف خود تعیین کرده و فعالیت های خود را با در نظر گرفتن اصل همزمان توجه به کودک، خانواده و محیط اجتماعی اجرایی میکند. این سازمان در راستای تحقق هدف خود، سعی دارد بر نهادهای سیاستگذار، قانونگذار و افکار عمومی، اثر گذاری کند.
«موسسهی مهر و ماه» نمونهای دیگر است که بهبود شرایط زندگی مخاطبان را به عنوان هدف خود قرار داده است و تلاش میکند تا با آموزش در عرصههای مختلف و تسهیلگری، مردم محلی را قادر سازند تا در تغییر شرایط مداخله کنند و به خودآگاهی نزدیک شوند.
«جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» با هدف محو گردیدن کامل بهرهکشی و سوءاستفاده از کودکان و احقاق حقوق شرایط زندگی انسانی و برابر برای آنها، و «جمعیت امداد دانشجویی_مردمی امام علی» با هدف رسیدن به جهانی استوار بر پایهی عدالت و صلح با نگاه ویژه به افراد آسیبپذیر به خصوص کودکان، نمونههایی دیگر از سازمانهای مردمنهاد و اهداف منحصربهفردشان هستند.

بنابراین، فرآیند تعیین هدف در سازمانهای مردمنهاد از مشاهده و تشخیص و تحلیل واقعیتهای جامعه، نیازها و مسائل اجتماعی، در بستر پژوهشهای میدانی، دادههای آماری و گفتوگو آغاز میگردد. به این ترتیب علل و ابعاد یک مسئلهی اجتماعی پیش از تعیین اهداف و ساختار، مشخص میشوند. در گامهای بعدی سمنها با وفاداری به ارزشهای انسانی و اخلاقی، با تعریف چیستی خود و با مشارکت و هماندیشی برای تحقق آرمان خود، به تعریف اهداف کلان و خرد خود میپردازند و در راستای تحقق اهداف تعریفشده، به ساختارها و برنامههای ایجاد شدهشان جامهی عمل میپوشانند.