یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
نویسنده: غزل ریاحی | زمان مطالعه: 7 دقیقه

در روزگار بحران که آدمی از فردای خودش هم خبر ندارد، گاهی کلمات و اندیشهها پلی به دنیایی نو میشوند. کتاب در این دوران، فراتر از یک ابزار آموزشی، به نمادی از امید، هویت و نجات تبدیل میشود. در میان خاکسترهای جنگ، گاهی یک کتاب کوچک پناهگاهی برای نجات از سردرگمیهای روز و شبهایمان است.
در این نوشته، به بررسی نقش حیاتی کتابها در دوران جنگ میپردازیم و باهم خواهیم دید چگونه کلمات میتوانند در سختترین لحظات، روحیهای دوباره به انسانها ببخشند و جهان را از یاس و ناامیدی نجات دهند. همچنین در ادامه ۴ نمونه موفق رمانهای جنگ را معرفی خواهیم کرد.
در روزهایی که صدای انفجار سمفونی شبهایمان میشود، کتابها فراتر از کاغذ و جوهر، به مامن امنی برای روحمان تبدیل شدند. آنها به ما یادآور میشوند که انسانیت، عشق ورزیدن و تجسم کردن، حتی در ویرانهها هم ممکن است.
کتابها در این دوران دو نقش کلیدی تغییر نگرش و حفظ هویت دارند:
کتابها ترس را به شجاعت و ناامیدی را به امید تبدیل میکنند:
در جنگ، ذهن انسان مدام درگیر «بقا» و «ترس از مرگ» است و ادامه دادن، همانند معجزه به نظر میرسد؛ اما کتابها همچون پلی هستند که انسان را از واقعیت بیرحمِ میدان نبرد به مدینهی فاضله خویش میبرند. برای مثال وقتی انسانی کتابی در باب طبیعت یا امید میخواند، ذهنش از حالت «جنگ و گریز» خارج شده و به حالت «آرامش و تفکر» میرود؛ یعنی ترس جای خود را به امید میدهد.
کتابها در میان خشونت، «انسانیت» را به انسانها یادآوری میکنند:
در میدان جنگ، همهچیز دست در دست هم میدهد تا سرباز را به یک موجود بیاحساس تبدیل کند؛ ولی هر کلمه همانند آینهای، واقعیت انسانیمان را نمایان میکند. به تعبیر دیگر وقتی انسانی متوجه میشود که دنیای درونیاش از دنیای بیرونی قویتر است، دیگر اجازه نمیدهد خشونتِ جنگ، هویت و شخصیتش را نابود سازد.
ادبیات جنگ نوشتهها و آثاری است که به نوعی به جنگ و مسائل مرتبط با آن میپردازد. تصور این موضوع که تمام روایات زیر در بین صدای موشک، بوی باروت، ترس و همهمه نوشته شده است، نوید این را میدهد که ذهن انسان اسلحهای بسیار قدرتمند است که حتی در شرایط اضطرار نیز میتواند هنر خلق کند.
نویسندگان گوناگونی در سراسر جهان رمانهایی در دوران جنگ سرزمینهای خودشان نوشتند و سعی بر توصیف تجربیات زیسته خود داشتند. در زیر مختصری از این روایات صحبت میکنیم:
کتاب نشان سرخ دلیری به قلم استیفن کرین در سال 1895 منتشر شد و داستان آن در جریان جنگ داخلی آمریکا (بین سالهای 1861 تا 1865) اتفاق میافتد. داستان در فضای جنگ داخلی آمریکا و دربارهی سرباز 18سالهای به نام هنری فلمینگ است. هنری از ترس جانش میگریزد؛ اما موفق میشود بر ترسش غلبه کند و بار دیگر به میدان نبرد باز میگردد. نکته جالب اینجا است که نویسنده اصلا در جنگ شرکت نکرده بود و این رمان براساس تحقیقات و تخیل خودش درباره جنگ نوشته شده است نه تجربه شخصی! از این اثر در آمازون با عنوان، اولین رمان جنگی بزرگ و مدرن به نگارش نویسندهای آمریکایی، تقدیر شده است.
رمان انسان در جستجوی معنا نوشتهی ویکتور فرانکل، مستقیما در جریان جنگ جهانی دوم نوشته شده و روایتی سخت اما تأثیرگذار از تلاش ویکتور فرانکل برای حفظ امید در اردوگاههای کار اجباری نازیها است. نویسنده خودش یکی از زندانیان این اردوگاهها بود و تجربیات تلخ و عمیقش از رنجهای جنگ را در این کتاب ثبت کرده است. این اثر جذاب پس از گذشت سالها همچنان پرطرفدار بوده، به زبانهای متعدد ترجمه شده و فروشی بالغبر شانزده میلیون نسخه در سراسر جهان داشته است.

رمان بادبادک باز اثر خالد حسینی، در بستر جنگهای افغانستان نوشته شده است. داستان از دههی 1350 شمسی شروع میشود و رویدادهای مهمی مثل کودتا، حمله شوروی و ظهور طالبان را در بر میگیرد. خالد حسینی در این رمان ابعاد مختلف روابط انسانی را با روایتی از دوستی دو پسر بچه افغان بررسی کرده است. این کتاب از پرفروشترینهای نیویورک تایمز بوده و همچنین جوایز ادبی متعددی دریافت کرده است.

رمان زمین سوخته اثری از احمد محمود است که در سال ۱۳۶۱ منتشر شد. این کتاب یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ایران و روایت تکاندهندهی احمد محمود از سه ماه ابتدای جنگ ایران و عراق است؛ یک رمان دفاع مقدس که فصل اول آن در شهریور 1359 ورق میخورد و فصل پایانی آن در آذر ماه همان سال بسته میشود. بین این بازهی زمانی قصههای تاثیرگذاری از شهرهای بمباران شده، زمینهای سوخته و مردم جنگزده وجود دارد که راوی داستان، یکی از این هزاران ماجرا را روایت میکند.
در نهایت با بررسی چهار نمونه از هزاران آثار مربوط به جنگ در سرتاسر جهان بار دیگر به این درک میرسیم که این تجربه ممکن است برای هرکسی و در هر نقطهای از این جهان خاکی اتفاق بیفتد؛ اما میتوان روی کتابها برای امن ماندن ذهن و روح حساب ویژهای باز کرد.
افسوس یا خوشبختانه زندگی منتظر ما نمیایستد و همچنان در حرکت است. به قول نظامی:
در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
به نظر شما امید نفرینی ابدی یا موهبتی نافرجام است؟
منتظر کتابهای پیشنهادی شما از ادبیات جنگ هستیم.